قدیمی ترین

تأسیس اولین مرکز رشد جهان به سال ۱۹۵۹ میلادی در نیویورک بر می‌گردد. در این سال ژوزف مانسکو، تاجر آمریکایی با خرید یک ساختمان بزرگ قدیمی تصمیم داشت آن را پس از تعمیر، به یک مستاجر اجاره دهد، اما متوجه شد که ساختمان مزبور بزرگ‌تر از آن است که یک مستاجر به تنهایی از عهده هزینه‌های آن برآید. لذا تصمیم گرفت که آن را به مستاجران متعددی اجاره دهد تا بتواند از این طریق درآمدزایی نماید. مانسکو بعد از یک سال، ۲۰ تا ۳۰ مستاجر داشت که حدوداً ده هزار متر مربع از فضای مجموعه را اجاره کرده  بودند. این مرکز هنوز هم فعال است و با نام مرکز صنعتی باتاویا (Batavia) شناخته می‌شود و حدوداً هزار نفر در آن به کار مشغولند.

استارتاپ استودیوها

اما نخستین ایده استارتاپ استودیو توسط بیل گراس که مرکز رشد idealab را در سال 1996 تاسیس کرد پیاده شد.

از زمان تاسیسشان در حدود 20 سال پیش و موفقیت فوق ­العاده راکت اینترنت در برلین و بتاورکس در نیویورک، مدل استارتاپ استودیو بسیار گسترده شده است. با این حال بیشترین رشد انفجاری این مدل در طول پنج شش سال اخیر و بیشتر در اروپا اتفاق افتاده است. در واقع اروپا حدود نیمی از استودیوهای دنیا را در خود جا داده است. روند رو به رشد استارتاپ استودیوها از سال 2008 شدت گرفت به طوری که تا کنون حدود 65 استودیو در سراسر جهان وجود دارد که 17 تای آنها از 2013 تا کنون تشکیل شده است.

استودیوها شرکت ساز هستند. آنها مشکلات واقعی را با پیوند دادن ایده ­های نوی کسب و کار با کارآفرینان اثبات شده حل کرده، ایده­ ها را می­گیرند، تستشان می­کنند و با سرمایه­ گذاری پشتیبانی شان می­کنند. در کنار مجموعه­ ای از منابع مشخص با هدف راه­ اندازی و رشد استارتاپ­ های آماده رشد.

استارتاپ استودیوها (یا سرمایه سازان(venture builders)) با نرخ فزاینده­ای در حال تکثیر هستند. ده سال پیش کمتر از انگشتان دست بودند. امروز بیش از 200 تا از آنها وجود دارد. این شرکت­ها استارتاپ­ها را ایجاد می­کنند و در ازای سهام به آن­ها زمان، نیرو و پول می­دهند. آنها بنیان­گذاران را برای فعال کردن استارتاپ­ ها جمع می­کنند و با خدمات حقوقی، منابع انسانی و سرمایه­ گذاری حمایتشان می­کنند. به بیان دیگر استودیوها کارخانه­ هایی هستند که استارتاپ تولید می­کنند. در ازای سرمایه مالی و انسانی، استودیوها درصدی از سهام شرکت­هایی که می­سازند دریافت می­کنند.

استارتاپ استودیوها شرکتهایی را به گونه­ ای ایجاد می کنند که کارخانه ها می توانند ابزارهای گران قیمت ایجاد کنند: به صورت کارآمد ، منظم و با بیشترین رشد پولی. مانند هر فرآیند ، استارت آپ ها نیز می توانند تولید شوند. هدف از هر فرآیند تولید ، تولید خروجی های با ارزش تر با نقص­ های کمتر است. به طور معمول ، زنجیره تأمین بهتر و فرآیندهای تولید بهتر منجر به خروجی­ های بهتر یا در این مورد سهام باارزش­تر می شوند.

استودیوها ذاتاً متفاوت از شتاب دهنده ها هستند زیرا بسیار زودتر، یعنی از مرحله شناسایی مسئله تا مرحله بزرگ شدن مقیاس (scaling) روی یک پروژه کار می کنند، در حالی که شتاب دهنده ها معمولاً از شرکت های خارجی و تیم ها برای مدت زمان کوتاه پشتیبانی می کنند. درگیری بیشتر استودیوها باعث می شود تا استودیوها از سهام بیشتری برخوردار شوند.

به طور کلی می­توان استارتاپ استودیوها را به سه نوع تقسیم کرد:

1-سازنده(Builder studio):

یک استودیو سازنده روی خلق و توسعه یک شرکت معمولا از ایده­ های داخلی تمرکز میکند. مثال­ها: eFounders، Pioneer Square Labs و Rocket Internet. بر خلاف مراکز رشد و شتاب­دهنده ­ها، سرمایه سازان معمولا درخواست­های مرتبط با پورتفولیوی شرکت­های خود را قبول نمی­کنند و در عوض ایده ­های کسب و کار را از شبکه منابع خود بیرون کشیده و تیم­های داخلی را برای توسعه آن­ها اختصاص می­دهند.

2-سرمایه­ گذار

این استودیوها استارتاپ­های خارج از مجموعه خود در مراحل اول را وارد کرده و به آن ها با فراهم کردن سرمایه و تخصص و تجربه کمک می­کنند. مثال: Betaworks و Science, Inc.  برخی سرمایه­ گذارهای خطرپذیر که به طور بسیار عملیاتی در استارتاپ های خود مداخله می­کنند هم در انتهای طیف به این مدل استودیوها نزدیک می­شوند. هرچند مداخله­ ها معمولا در سطح استخدام، جذب سرمایه و روابط عمومی هستند.

3-انکوباتورها

این استودیوها شتاب دهنده هایی هستند که در ازای فراهم کردن سرمایه و تخصص سهام دریافت می­کنند، همچنین در ساختن استارتاپ هم مشارکت می کنند.

  • مدل کسب و کار

استارتاپ استودیوها معمولا با مراکز رشد، شتاب دهنده یا شرکت­ های سرمایه گذاری خطرپذیر اشتباه گرفته می شوند. مدل کسب و کار استودیو ها با سه معیار تعریف می شود:

1-کسب و کار خود را بر روی خلق استارتاپ متمرکز می کنند

برخلاف مراکز رشد و VC ها، هدف اصلی یک استودیو ساختن یک استارتاپ از ابتدا است. این به معنی اختصاص زمان و منابع برای کار عملیاتی روی پروژه ها برای دوره زمانی مشخص است.

2-استارتاپ های متعددی میسازند که یک فرایند تکرار شونده را دنبال می کنند

یکی از تمرکزهای استودیو توسعه و نمونه­  سازی سریع محصولات جدید است. آنها بر روی استارتاپ ها و پروژه های مختلف به صورت همزمان کار میکنند. به جای آن که در یک زمان مشخص یک پروژه را پیش ببرند.

3- زیرساخت هایی را ایجاد می کنند که یک فرایند سرمایه گذاری کارآمد را ممکن می سازد.

استودیوها صاحب یک زیرساخت از منابع جمع شده شامل: ابزارهای فنی، فرآیندهای مدیریت و یک تیم از تخصص­ های مختلف هستند. با ساختن پروژه­ های متعدد در یک سال با یک تیم یکسان، استارتاپ استودیوها می­توانند این زیرساخت، نرم ­افزار و اعمال را بین محصولات مختلف استفاده کنند.

  • مراکز رشد و شتاب دهنده ها بر روی مشاوره و فراهم کردن راهنمایی­ های عملیاتی به استارتاپ­های انتخابی تمرکز می­کنند. آن­ها بیشتر «سرمایه انسانی» فراهم می­کنند.
  • استارتاپ استودیوها سطح بالایی از «سرمایه انسانی» در کنار مقداری «سرمایه مالی» فراهم می­کنند. آن­ها یک تیم را به توسعه استارتاپ­ هایشان اختصاص داده و مقادیر محدودی سرمایه در مراحل ابتدایی به آن ها تزریق می کنند.
  • سرمایه­ گذاران فرشته و سرمایه­ گذاران خطرپذیر مراحل ابتدایی بیشتر بر روی «سرمایه مالی» تمرکز می­کنند. آن­ها برای کمک به توسعه استارتاپ­های پورتفولیوی خود سرمایه فراهم می­کنند، گاهی هم مشاوره و کمک­های استراتژیک.

 

در ادامه به بیان ویژگی­ های دو مدل دیگر از سرمایه گذاری بر روی استارتاپ ها پرداخته و آنها را با مدل استارتاپ استودیو مقایسه می کنیم.

 

انکوباتورها

مرکز رشد یا انکوباتور به عنوان یکی از بازیگران کلیدی و تثبیت شده در فرآیند نوآوری می باشد که علی رغم تعابیر و تعاریف متفاوتی که از آن شده است، مجموعه خدماتی را در بر می گیرد که در نهایت توسعه کسب و کار (Business Development)  را هدف قرار داده اند. این خدمات بر سه محور فرآیندها، زیر ساخت ها و افراد کلیدی متمرکز هستند و کسب و کارها در سطوح اولیه توسعه و تحول خود از این خدمات بهره می برند. از منظر سرمایه گذاری روی شرکت ها، انکوباتورها آماده شدن کسب و کارهای نوپا قبل از مواجه شدن با سرمایه گذاران خطرپذیر را بر عهده دارند.

نکته مهمی که باید در نظر داشت آن است که مراکز رشد که از نیمه دوم قرن بیستم وارد فضای کارآفرینی گردیدند، عموماً فضای فیزیکی و خدمات انکوباتوری را در اختیار شرکت های نوپا قرار می دهند. خدمات مذکور نیز معمولاً شامل آموزش کارآفرینان، دسترسی به شبکه ها و تجهیزات تخصصی را در بر می گیرد.

مدل کسب و کار انکوباتورها

مدل کسب و کار انکوباتورها نیز بر پایه دریافت اجاره فضا یا حق دسترسی به زیرساخت ها، امکانات، شبکه ها و فضای اداری استوار می باشد و گاهاً برای خدمات جانبی اختیاری مانند مشاوره توسعه کسب و کار و یا دسترسی به اتاق جلسات و غیره هزینه های جنبی از شرکت های مستقر در مرکز رشد دریافت می گردد.

مهم آن است که بر اساس این مدل کسب و کار رایج و متداول در میان انکوباتورها، شرکت های مستقر در مراکز رشد می توانند آنچنان هم متمایل به رشد سریع نباشند و  به ازای پرداخت هزینه های مذکور در مرکز رشد مستقر بمانند و صرفاً به ارائه گزارش های موردی یا ارزیابی های ادواری کفایت شود مگر آنکه بر اساس سیاست های مرکز رشد پس از گذشت یک بازه زمانی ۳ تا ۱۰ ساله، مجبور به عزیمت از مرکز رشد شوند و یا حداقل به واسطه رشد کسب و کار دیگر ماندن در انکوباتور از نظر فضا و زیرساخت های تولیدی برای آن ها توجیه نداشته باشد.

بر این اساس انکوباتورها را می توان دارای مشخصه های ذیل دانست:

  • بازه زمانی استقرار به صورت باز و بدون محدودیت (عموماً مدت استقرار در مرکز رشد بر اساس سطح بلوغ شرکت معین می شود و نه یک بازه زمانی  مشخص)
  • ساختار اجاره/هزینه محور
  • تمرکز بیشتر بر فضای فیزیکی تا خدمات توسعه کسب و کار
  • پذیرش شرکت های به صورت موردی و نه الزاماً به صورت همزمان و در سیکل های مشخص
  • ارائه خدمات آموزشی در حوزه های کارآفرینی و کسب و کار
  • در اختیار قرار دادن زیرساخت های فیزیکی و به ویژه آزمایشگاه های مجهز
  • پذیرش انتخابی محدود و مشخص

شتابدهنده

در کنار انکوباتورها، شتابدهنده ها که پدیده ای جدیدتر می باشند که شاید از حدود سال ۲۰۰۵ میلادی در نظام نوآوری معرفی گردیدند، در سال های اخیر با سرعت بسیار بالایی در صنایع و حوزه های مختلف صنعت و فناوری گسترش یافته اند. این بازیگران تازه وارد خدمات خود را بر خلاف مراکز رشد بر اساس معیارهای متعدد به کارآفرینان نوپا و در قالب سیکل های مشخص سه ماهه تا یک الی دو سال ارائه می دهند.

خدمات شتابدهنده

خدمات شتابدهنده ها نیز عمدتاً متمرکز بر توسعه مدل/برنامه کسب و کار، تدوین پیچ دک (ارائه اسلایدی)، توسعه پروتوتایپ ها و آزمون اولیه بازار می باشد.

لازم بذکر است که جریان درآمدی شتابدهنده ها به جای آنکه بر دریافت حق اشتراک، هزینه خدمات یا اجاره فضای کار متمرکز باشد، بر دریافت بخشی از سهام استارتاپ در قبال خدمات و امکانات برقرار شده استوار می باشد. این بدان معناست که شتابدهنده ها بیش از انکوباتورها رشد محور می باشند و راهبرد آن ها متمرکز بر حداقل هدررفت منابع و نتیجتاً خلق شرکت هایی است که سریعاً مقیاس بپذیرند (یا سریعاً شکست بخورند).

البته در این میان شتابدهنده های شرکتی که تحت حمایت یک سازمان بزرگتر فعالیت می کنند ممکن است اهداف دیگری مانند مسئولیت اجتماعی، نوآوری درون سازمانی و یا برندسازی را دنبال کنند و چنین رویکردی نداشته باشند هرچند باید توجه داشت که شتابدهنده ها در ذات حقیقی خود حرکت به سوی رشد سریع را هدف قرار می دهند.

 

ارائه خدمات به تیم های استارتاپی

شتابدهنده ها بیش از آنکه بر ارائه فضای فیزیکی برای استقرار شرکت های نوپا تمرکز کنند بر ارائه خدمات به تیم های استارتاپی متمرکز هستند و حداکثر فضای کار اشتراکی یا دسترسی استارتاپ ها به زیرساخت های اشتراکی را در دستور کار خود قرار می دهند. شتابدهنده ها عموماً سرمایه گذاری بذری را نیز بخشی از خدمات خود می دانند که برای بسیاری از استارتاپ ها حکم حیاتی ترین منبع مالی مورد نیاز جهت شکل گیری تیم و توسعه پروتوتایپ و مدل کسب و کار را دارد.

 

نکته مهم دیگر آنکه شتابدهنده اصولاً در کنار مفهوم استارتاپ معنا می گیرد. بر اساس تعریف ارائه شده توسط استیو بلنک، استارتاپ سازمانی است که در جستجوی یک مدل کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر می باشد. شتابدهنده ها در قبال این رسالت استارتاپ ها سه بازه زمانی پیشاشتابدهی، شتابدهی و پساشتابدهی را تعریف می کنند و در هر دوره متناسب با نیازهای آن سطح از بلوغ مدل و برنامه کسب و کار خدمات خود را جاری می نمایند.

 

جلوگیری از شکست

همه می­دانیم رشد صحیح برای استارتاپ­ها دشوار است و تقریبا ۸۰ الی ۹۰ درصد آنها شکست می­خورند. میلیون­ها راه برای شکست خوردن یک استارتاپ وجود دارد که معمولا افراد درگیر را متحمل هزینه ­های زیادی می­کند. در اینجا ۲۰ دلیل اصلی شکست استارتاپ­ها ارائه می­شود که براساس طبقه­ بندی پیشنهادی بیل گراس از idealab به عنوان منابع کلیدی موفقیت دسته­ بندی شده ­اند.

به طرز جالبی منبع اصلی موفقیت (یعنی زمان­بندی) معمولا توسط استارتاپ­ها به کار گرفته نمی­شود اما توسط استودیوها به کار گرفته می­شود. ارزیابی زمان­بندی یک فرآیند کلیدی اعتبارسنجی است که استودیوها اجرا می­کنند. پیش از شتابدهنده ­های مدرن، کارآفرینان مجبور بودند برای حل مشکلات لیست شده در بالا به یک شبکه هزینه پرداخت کنند. تعداد محدودی که خوش ­شانس بودند می­توانستند سرمایه خطرپذیر (VC)  جمع کنند که معمولا با یک شبکه با کیفیت که توانایی هدایت تیم برای دور شدن از خطرات را دارد همراه است. سرمایه­گذاران خطرپذیر هیبریدهای اصلی سرمایه­گذار-شبکه استارتاپ­ها بودند.

در انتها تفاوت مرکز رشد و شتابدهنده از زبان بلیر گیسن موسس zambig.com

“مراکز رشد در قالب یک برنامه بدون ساختار ، معمولا بدون هدف یا چارچوب زمانی تعریف شده و دقیق به راهنمایی و مشاوره می­دهند.

شتابدهنده ­ها در قالب یک برنامه کوتاه مدت ساختار یافته برای رشد سریع اندازه و ارزش استارتاپ و آماده شدن برای یک هدف خاص که معمولا جذب سرمایه است به استارتاپ­های کمک می­دهند.”

منابع:

gssn.co

medium.com

articles.bplans.com

porteghal.org

wikipedia.org